صندلي داغ!!!

با سلام

 رحيم فريدوني هستم اين افتخار را دارم كه اين هفته مهمان صندلي داغ وبلاگ باشم.آماده جواب دادن به سوالاتتون هستم .

مادر

بسمه تعالی
نمی دانم چگونه خوانمت مادر، که حق شیرت ادا گردد!
کنون کز آشیان دورم، به دیر غربت افتادم،
کجا گیرم سراغت را؟
کجا گیرم سراغت را؟
سراغ چشمه ای جوشان که چون مادر برایم آشنا باشد!
نمی دانم چگونه خوانمت مادر، که غمها از دل تنگت جدا گردد!
پریشب بود،
آری آن پریشب بود،
که در خوابم تورا دیدم؛
که سر بر روی زانویت نهاده بودم و خفتم؛
که سر بر روی زانویت نهاده بودم اما تو!
چه کردی با دل تنگم،
تو با آنکه دو پایت خسته و رنجور بود امّا!
تکان برخود ندادی تا مگر از خواب خوش بیدار گردم من!
نمی دانم چگونه خوانمت مادر!
نمی دانم چگونه خوانمت مادر که جانم از برای تو فدا گردد!
مگر تاب زخاطر بردنت دارم!
مگر تاب زخاطر بردنت دارم، همان لحظه که از زیر کلام واحدِ یکتا گذر کردم،
دو چشمان پر از اشکت نخواهد رفت از یادم،
ولی با خندۀ خود خواستی تا شادت انگارم!
که ناگه!
که ناگه اشک تو با خنده در آمیخت و آنگه،
دوان روسوی تو آغوش بگشودم
در آن آغوش من بودم تو بودی اشک بود و مادر من بود!
بلی درد فراغ تو توان خود نگه داری زمن بربود،
به آغوشت پناه آوردم آندم من،
به آغوشت پناه آوردم آندم من که چون ابر بهار از دیدگانم اشک می بارید!
عجب آغوش گرمی بود آن آغوش!
عجب آغوش گرمی بود آن آغوش!
ولی دیگر چه می شد کرد؟
"مرا این بود تقدیر و قضا و سرنوشت آری!"
بیا مادر به قربان نگاه مهربان تو
که سختی را زسنگ آسیا گیرد
که سختی را زسنگ آسیا گیرد و چون مومی دلش را نرم گرداند.
خداوندا به حق باید بگویم من!
خداوندا به حق باید بگویم این فرشته جایش اینجا نیست
لیاقت بیش ازین دارد، که من فرزند او باشم!
خداوندا نمی دانم چه نامی برگزینم بهر او!
خداوندا نمی دانم چه نامی برگزینم بهر او!
که آنگونه ورا شایستۀ شأنش بود نامیده باشم من!
که آنگونه ورا شایستۀ شأنش بود نامید باشم من!

شهر سیرجان

   سیرجان

نام اين شهر سيرگان بوده است و بناي آن را به بهمن اشكاني نسبت مي‌دهند، اعراب آن را سيرجان

سيرجان يكي  از مهمترين شهرهاي استان كرمان محسوب مي گردد . اين شهر تاريخي كه در مغرب كرمان واقع شده ، از سمت غرب با خاك فارس همجواراست و چون بر سر راه فارس و بندرعباس قرار گرفته ، اهميتي ويژه دارد . سيرجان كه در قديم شهري بزرگ بوده و شهريجان نام داشته ، به دليل موقعيت جغرافيايي آن گاه مركزيت داشته است . ولي به تدريج در اثر وقايع مختلف تاريخي رو به ويراني نهاد . ميرزا سعيد كلانتر روستاي جديدي آباد كرد كه كم كم توسعه يافت و به سعيد آباد معروف شد كه امروزه مركز سيرجان است .

ادامه نوشته

به تو می اندیشم...

همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلكش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
كه ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش كبوترها
چیست در كوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
كه تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش كبوترها
نه به این آتش سوزنده كه لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاك شقایق را در سینه كوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تك و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال كه باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریكی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینك این من كه به پای تو درافتاده ام باز
ریسمانی كن از آن موی دراز
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یك نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش

در حسرت دیدار تو ای برگ شقایق

سیمای تو را ماه ندارد . . . که ندارد

 

ژرفای تو را چاه ندارد . . . که ندارد

 

در حسرت دیدار تو ای برگ شقایق

 

دل، طاقت یک آه ندارد . . . که ندارد

 

من گوشه ی چشمت به دو عالم نفروشم

 

این نازِ نگه، شاه ندارد . . .  که ندارد

 

معشوقه ی من پاک تر از قطره ی باران

 

واللهِ که بدخواه ندارد . . .  که ندارد

 

عمری است که سرگشته ی صحرای کویرم

 

این جاده به تو راه ندارد . . . که ندارد

 

عجایب هفتگانه دنیای مدرن

آشنایی با عجایب هفتگانه دنیای مدرن

 

عجایب هفت‌گانه دنیای جدید سازه‌های دست‌ساز بشر هستند و دلیل اعجاب‌انگیز بودن آن‌ها مهندسی خارق‌العاده بشری در ساختشان بوده است.

 سد ایتایپو

 

سد ایتایپو که بر روی رودخانه پارانا در مرز پاراگوئه و برزیل زده شده است طولانی‌ترین سد جهان است.

ایتایپو در قالب يك پروژه دوجانبه و بر رودخانه پارانا ميان دو كشور برزيل و پاراگوئه ساخته شد.

نيروگاه ايتايپو در واقع 20 درصد از كل انرژي مورد نياز صنايع برزيل و 93 درصد انرژي پاراگوئه را تامين مي‌كند.

پل گلدن گیت

 

گلدن گيت پلی معلق است که در سانفرانسیسکو آمریکا قرار دارد.

این پل در دهانه خلیج سانفرانسیسکو قرار دارد تا سال‌ها با 2737 متر طول بلندترین پل معلق جهان بود.

 

برج ملی کانادا



این برج که 553.33 متر ارتفاع دارد دارد در 12 سپتامبر سال 2007 عنوان بلندترین سازه جهان را که 31 سال از آن خود کرده بود به برج دوبی که هنوز در حال ساخت بود داد. برج سی ان یکی از سمبل‌های کشور کانادا است.
 

"دلتا ورکز" هلند

در جنوب غرب هلند برای جلوگیری از پیشروی دریا در دلتای راین-مویزه -شلت انجام شده است.

این مجموعه شامل سدها، کانال‌های آب، اهرم‌های کنترل جریان آب، خاک‌ریز‌ها و چندین سیل‌گیر است. هدف از ساخت چنین سازه‌هایی کوتاه کردن خطوط ساحلی هلند و در نتیجه کم‌کردن تعداد خاک‌ریزهایی است که باید برای جلوگیری از نفوذ آب دریا در خشکی ساخته شود.

ساختمان امپایر استیت

مپایر استیت ساختمانی 103 طبقه در نیویورک و سمبلی از آمریکا است.

این ساختمان به مدت چهل سال بلندترین ساختمان طبقاتی در دنیا بود امپایر استیت بخشی از هویت شهر نیویورک است و در سراسر جهان به عنوان یکی از سمبل‌های آمریکا شناخته می‌شود.

تونل کانال مالش

تونل کانال، تونلی 50.5 کیلومتری است که زیر بستر دریای مانش حفر شده و کنت در انگلیس را به کاله در فرانسه متصل می‌کند.

دارای دو خط ریلی و یک تونل جانبی برای خودروها است.

جواب مسابقه

با سلام.بالاخره انتظار به سر رسید اینم جوابا...مراسم اهدای جآیزه فردا با حضور مدیر وبلاگ و نویسنده مطلب و جمعی از مسئولین دانشگاه!! برگزار میشود  .

۱-

۲-

صندلی داغ

با سلام.سعیده برزگری هستم ساکن

دهج مهمان این هفته صندلی داغ.نمیخوام

مثل بقیه قانون بتراشم ولی سوالای

منطقی بپرسید.

کمی تفکر

شاید این مطلب رو باید به مناسبت هایی مثل هفته بسیج یا دفاع مقدس گذاشت ولی من نتونستم تا یه مناسبت صبر کنم!!

کدام دختر یا پسر دانشجو میداند...؟؟!!

                                                حتما تا اخر بخونید 

 

 

ادامه نوشته

شراب چشمان تو

رویایی کوتاه دریک شب بی فردا

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
 زمان در بستر شب خواب و بیدار است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز...
 خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز …
 رود آنجا که می بافتند کولی های جادو گیسوی شب را
 همان جا ها که شب ها در رواق کهکشان ها عود می سوزند
 همان جاها که اختر ها به بام قصر ها مشعل می افروزند
همان جا ها که پشت پرده شب دختر خورشید فردا را می آرایند
 همین فردای افسون ریز رویایی
 همین فردا که راه خواب من بسته است
همین فردا که روی پرده پندار من پیداست
همین فردا که ما را روز دیدار است!
همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست
 همین فردا همین فردا...
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
سیاهی تار می بندد
چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است
دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است
به هر سو چشم من رو میکند فرداست
سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند
قناری ها سرود صبح می خوانند…
من آنجا چشم در راه توام ..ناگاه
تورا از دور می بینم که می ایی
تورا از دور می بینم که میخندی
تورااز دورمی بینم که می خندی و می ایی
...نگاهم باز حیران تو خواهد ماند
سراپا چشم خواهم شد
تورا در بازوان خویش خواهم دید !
 سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
 برایت شعر خواهم خواند
برایم شعر خواهی خواند
تبسم های شیرین تورا با بوسه خواهم چید
وگر بختم کند یاری
در آغوش تو...
… ای افسوس…
 سیاهی تار می بندد
چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان هاباز

زمان دربسترشب خواب وبیدار است...

  آخرین برگ, زمستان

به چه می اندیشی؟ ایا شبهای سفید و سرد زمستان را مجسم می کنی؟

آری   گوش بده !!! این صدای بادهای بی رحم است . دلیل این گونه نواختن چیست؟ چرا انعکاس زوزه های آن برگهای ترسیده از فراق را به تپش در می آورد؟

 نگاه کن !!! که چگونه برهنه درختان سرما دیده می رقصند . از پایان این فصل , پایان عاشقی اخرین برگ  نگرانم . درخت که روزی همسو با برگ ها  با باد بهاری نوازش می شد اکنون از سرمای تنهایی و فراق می لرزد .

 برگ داستان عاشقی خود را باور کرده است اینکه روزگار بالاخره او را از درخت جدا می کند و درخت هم بی رحمانه او را رها می کند.

برگ فهمیده است که دنیا دلبستگی است و دلبسته را می آزرد.

باد او را بر زمین می کوباند تا سرانجام او را با خاک یکی کند. نقش و نگارش با غبار پنهان می شود.

انتهای دلبستگی برگ با سرمای برف پدیدار می شود. آنجا که سردی برف بر ماتم زمین از برای آخرین برگ می افزاید. برگ داستان  مرگ احساس خود را به یاد می اورد و از خورشید می خواهد زهری از دوام بر دل او بگذارد.

خاک برگ را در آغوش می گیرد ....آری دل آگاه است که در این بی کران لحظه های بی رنگ و سراب  حتی درختان که رفیق تنهایی شب و یکتایی نور مهتابند محبت را فراموش کرده اند.

 (( آری دل آگاه است که خاک بر احساس اوپایان می دهد))

  • ّ تصویر زیر نگاه کنید
    اگر شما جهت چرخش زن را موافق جهت عقربه های ساعت می بینید شما از نیمکره راست مغز خود استفاده می کنید
    اگر جهت جرخش زن مخالف جهت عقربه های ساعت بود شما از نیم کره چپ استفاده می کنید
    همچنین شما می توانید جهت چرخش را به هر دو جهت ببینید که این نشان دهنده اینست که شما از هر دو نیمکره استفاده می کنید

   تست مغز - نیمکره چپ یا راست؟؟؟

صندلی داغ

جواب سوالات مریم عزیزم:

اولا فرزند دوم ی خانواده ۵ نفری ام(دختر لوس بابام)ـی خواهر بزرگتر وی برادر کوچکتر

۱.از رشته راضی ام اما شهر انچه دلم خواست نه ان میشود هر چه خدا خواست همان میشود.

۲.بستگی داره کی باشه  یا در مورد چی باشه ولی در کل زیاد برام مهم نیست.

۳.خیلی زیاد به خصوص عید امسال و شب کنکور .

۴.مگه همینطوری چه اشکالی داره

۵.زندگی را تو بساز نه بدان ساز که سازند وپذیری بی حرف زندگی یعنی جنگ تو بجنگ زندگی یعنی عشق تو بدان عشق بورز.

۷.همه که دوستم دارند ولی کم پیش اومده کسی رو دوست داشته باشم(اصلا پیش نیومده)

۸.رنگ:نمیدونم

غذا :همه چیز خوار و ی اشپز واقعی

ورزش:فوتبال و والیبال

موسیقی :عاشق پیانو و شادمهر و احسان

فیلم :بستگی به حال و هوام داره

کتاب :اصلا اهل رمان نیستم لی بالسان الغیب خیلی حال میکنم

اهنگ: خودت که میدونی!؟؟؟؟(سلام اخر احسان)

۹.دوست دارم دوباره که نه ده باره کنکور بدم

۱۰.غرور میتونه مرز بین پاکی و ناپاکی رو نشون بده (امیدوارم منظورمو بفهمی)

۱۱.بم ـحس خوبی ندارم

۵شنبه شب ـتهوع

کلنیک دندانپزشکی صدف

اف ۴

گربه

۱۲.كره (ميدوني كه الان تو جوم)

۱۳معلومه ديگه!!!!!!!!!!

۱۴.شمال ـيك هفته قبل از ثبت نام

۱۵.همراه خانواده در حرم

۱۶.دوباره يادم اوردي خيلي بد جنسي!!!!!!!!۱

سه چیز


 
 

things in life that are never certain
  سه چیز در زندگی پایدار نیستند

 

Dreams
 رویاها
 
 
Success
 موفقیت ها
 
 
Fortune
 شانس

«»«»««»»««»»««»«»
 
 
Three things in life that, once gone, never come back
  سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند
 
 
Time
  زمان
 
 
Words
  گفتار
 
 
Opportunity
  موقعیت
 
 «»«»«»«»«»«»«»«»«»
 
 
Three things that destroy us
  سه چیز ما  را نابود می کنند
 
 
Arrogance
 تکبر
 
 
Greed
 زیاده طلبی
 
 
Anger
 عصبانیت
 
  «»«»«»«»«»«»«»«»
 
 
Three things that humans make
 سه چیز انسانها را می سازند 
 
Hard Work
 کار سخت
 
 
Sincerity
 صمیمیت
 
 
Commitment
 تعهد
 
 
 
 
Three things in life that are most valuable
  سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی
 
 
Love
  عشق
 
 
Self-Confidence
  اعتماد به نفس
 
 
Friends
  دوستان
 
 «»«»«»«»«»«»«»«»«»
 
 
Three things in life that may never be lost
  سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد 
 
Peace
 آرامش
 
 
Hope
 امید
 
 
Honesty
 صداقت
 
 
 
 
Happiness in our lives has three primary principles
  خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است 
 
Experience Yesterday
  تجربه از دیروز
 
 
Use Today
  استفاده از امروز
 
 
Hope Tomorrow
  امید به فردا
 
 
Ruin our lives is the three principles
  تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است
 
 
Regret Yesterday
  حسرت دیروز
 
 
Waste Today
  اتلاف امروز
 
 
Fear of Tomorrow
  ترس از فردا


--=====================================

همیشه دلیل شادی کسی باش ، نه شریک شادی او
وهمیشه  شریک غم  کسی  باش ، نه دلیل غم  او

سوتی دون

عرض سلام و خسته نباشید حسابی دارم خدمت همه ی همکلاسی های محترم.ان شاالله که امتحانات را به خوبی سپری کرده باشید و از تعطیلات پیش رو نهایت استفاده را ببرید .اما از همه ی همکلاسیها می خوام که هر سوتی رو که از همکلاسیهاشون دیدن در باکس نظرات این پست بذارن.قطعا بچه های کلاس ظرفیت این شوخی ها رو دارن. راستی سعی بشه نظرات به صورت خصوصی ارسال بشوند