سبک بال

بـاز هـواي سـحــرم آرزوســــت

خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت



شـكـوه ي غـربـت نـبـرم ايـن زمـان

دسـت تـــو و روي تـو ام آرزوســت



خـسـتـه ام از ديـدن ايـن شـوره زار

چـشـم شـقـايـق نـگـرم آرزوســـت



واقـعـه ي ديـــدن روي تـــــو را

ثـانـيـه اي بـيـشـتـرم آرزوسـت



جـلـوه ي ايـن مـاه نـكـو را بـبـيـن

رنـگ و رخ و روي تـو ام آرزوسـت



ايـن شـب قـدر اسـت كـه مـا بـا هميـم؟

مـن شـب قـــــدري دگــــرم آرزوســـت



حـسِّ تـو را مـي كنم اي جـان مـن

عـزلـت بـيـتـي دگــــرم آرزوســــت



خـانـه ي عـشـِاق مـهـاجـر كـجـاست؟

در سـفــــرت بـــال و پـرم آرزوســـت



حـسـرت دل بـارد از ايـن شـعـر مـن

جـام مـيـي در حـرمـــم آرزوســـــت

تکذیبیه

با سلام خدمت تمامی دوستان.نمی دونم کی این شوخی مسخره رو انجام داده البته واژه ی شوخی هم برای این کار ناپسند این فرد بسیار کوچیکه.من به محض مشاهده ی این پست با حامد تماس گرفتم و مطلع شدم که شاد وسرحال در مشهدمقدس در جوار حرم امام رضا دعاگوی همه ی دوستان است.

امروز صبح که در اینترنت کاری داشتم گفتم به وبلاگ سر بزنم شاید اتفاق تازه ای رخ داده باشه که دیدم عجب اتفاقی.نمی دونم کی این مطلب رو از طرف من گذاشته و متاسفانه اینقدر حرفه ای کار کرده بود که امکان حذف اون رو هم غیر فعال کرده بود ولی این فرد فقط همین رو بدونه که موجبات ناراحتی تمامی دوستان و حتی خانواده ی حامد را فراهم کرده بود

 

قدر این خاطره را دریابیم

شب آرامی بود...

می روم در ایوان تا بپرسم از خود:

                            "زندگی یعنی چه؟"

ادامه نوشته