این شعر جنبه طنز داره وان شاالله به کسی برنخوره .ان شاالله که خوشتون بیاد.
اول اشعار با نام خدا با سلامی خدمت اهل صفا
بشنوازمن چون حکایت میکنم درد دانشجوروایت میکنم
بگویم ابتدا از خوابگاهم دهم شرحی از اینجا از نگاهم
خوابگاهی خوب و تک داریم ما از همه قشر و هر دهک داریم ما
اکثر این ها استان هشتی اند بین این ها عده ای هم مشتی اند
اهل چاقو مردم جیرفت باشند که خون روبرویی را بپاشند
بر زبانشان دائما ناموسی است این عروسیشان همان عاروسی است
کسانی که همه جا یافت باشند گمانم مردمان بافت باشند
همیشه این ها موبایل به گوشند نمیذارن که مردم آب بنوشند
عزیزانی همیشه خواب باشند همان شیرازی کمیاب باشند
ترک و کرد اینجا زهر رنگی بود توی دست هر لری سنگی بود
زرند سیتی هزار میدان دارد هزاران مردم حیران دارد
گمانم اهل رفسنجون خسیسند برای یک ریالی هم حریص اند
عده ای اهل همین سیرجان باشند شنیدم من ز مردم خان باشند
همیشه کت خود را بد بپوشند به اصلاحش به یک لحظه نکوشند
قران بینی همیشه بر زبانشان به سان قند باشد دردهانشان
دهم من ادرس این خوابگاه را بیا اینجا ببین این جایگاه را
کنار آن سرای سالمندان کنار عده ای از پیر مردان
باغچه اش از گل کمی رنگین بود دلم بیگل بسی غمگین بود
نگهبانش همیشه خواب باشد یکیشان اهل آن داراب باشد
همه در این حیاط گوشی به دستند به یک گوشه همی تنها نشستند
وگویا کار ان ها فک زدن هست وعشق این پسر ها تک زدن هست
عده ای هستند در اینترنت و چت بریزند تا به صبح طرح رفاقت
کند تا صبح زود این دخترا add ولی inviteدوستش را کند رد
چو صبح زود گویند شو تو بیدار بگوید ول بکن! کلاس تو دیوار
کنند این کار را هر ترم تکرار برای این شوند مشروط چند بار
هفته ای هفت بار ما pes داریم که فوتبالی شبیه مس داریم
چه بد باشد صدای عمو سلفی اگر ما را نباشد کارت سلفی
بگوید که برو غذا نمیدم که این را من ز بارانی شنیدم
غذاهایش پر از پیاز باشد زبهر سوسک ها نیاز باشد
به روز جمعه که تعطیل باشد غذای ما خوراک فیل باشد
تمام خرج ها با وام باشد نپردازد کسی بدنام باشد
شکم هامان اگر ارام باشد دلیلش بودن این وام باشد
مبلغ وام ها بسی اندک باشد همش صرف همین ایستک باشد
به فصل امتحان ها که رسیدیم کتابی بهر خواندن ما ندیدیم
اگر چه طنز بود خسته نباشید شبیه مرغ پر بسته نباشید