یا رب

یا رب آغاز کنم شعر و سخن این باشد

شاعری شیوه رندان بلاکش باشد

من نه طنازم و شاعر که شوم شهره ی شهر

عیب من گفتن شعر و سخن بد باشد

چون بخواهی که شوی رابط یک شعر و کلاس

خب بابا سوژه میخواد هر چند قدیمی باشد

من که بی قصد و غرض سیاه کنم دفتر مشق

ولی باز حاشیه ها پشت سرم صف باشد

اشتباه ما ندانستن رندی نبود

اشتباه فکر خراب و کج ملت باشد

گر دو روز معتصب وبگاه دی پی باشی

باز هم سنگ و نظر سوی غرض ها باشد

گر ۲۰۰ بار بگویی که سخن پاک بود

همه گویندهدف یکنفر است او باشد

عذر آن شعر بخواستم که بشد سوژه روز

که چنین کرد که من زاهر و ظالم باشم...

زاهر:کسی که زهر می ریزد

اثبات حسن نیت

 

یا حق

چه بسیارسوژه ها در کلاس

چه بسیار کار ما خنده بود

همی وقت نمره همه ی کلاس

چه بسیار کار ما گریه بود

تمام شد همه سوتی ها

دلیلش علوم پایه بود

همه همکلاسان پی خانه شان

همه ذوق و طبعم بخشکیده بود

 گذشته فراوان نمودار بود

ز شوت بودنا کاسبی پایه بود

فراوان بشد سوتی ها پشت هم

منم هم!!!!که شغلم نویسنده بود

جسارت نبود آن سخن.شعر من

بابا همکلاسان هدف خنده بود

ز تعظیم فرود آورم من سرم

جلو آن کلاسی که کارش همش سوژه بود...